السيد محمد حسين الطهراني
105
امام شناسى (فارسى)
عرض كرد : دو نور ديگر در پشت سر اين سه نور مىبينم ، خطاب رسيد : اى ابراهيم اينها حسن و حسين هستند كه به دنبال پدر و مادر و جدّ خود قرار گرفتهاند . ابراهيم عرض كرد : پروردگار من و آقاى من نُه نور ديگر مىبينم كه اطراف و گرداگرد اين پنج نور را گرفته و به دور آنها حلقه زدهاند ، خطاب رسيد : اى ابراهيم آنان ائمّهء طاهرين از اولاد آن انوار هستند . عرض كرد : پروردگار من و سيّد من به چه نامهائى آنها در دنيا شناخته مىشوند ؟ خطاب رسيد اى ابراهيم اوّل آنها علىّ بن الحسين است ، و ديگر محمّد فرزند على ، و جعفر فرزند محمّد ، و موسى فرزند جعفر ، و على فرزند موسى ، و محمّد فرزند على ، و على فرزند محمّد ، و حسن فرزند على ، و محمّد فرزند حسن كه قائم و مهدى است . عرض كرد : پروردگار من و آقاى من در اطراف اين انوار نورهاى بىشمارى را مىبينم كه غير از تو كسى قادر بر شمارش آنها نيست . خطاب رسيد : اى ابراهيم آنها شيعيان اين انوار و محبّان آنها هستند . عرض كرد : پروردگار من آنها به چه علامت و نشانهاى شناخته مىشوند ؟ خطاب آمد : به پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز ، و به بلند گفتن بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، و به قنوت برداشتن قبل از ركوع ، و به سجدهء شكر ، و به انگشترى در دست راست نمودن . ابراهيم عرض كرد : خدايا مرا نيز از شيعيان آنها و از محبّان آنها قرار ده . خطاب آمد : تو را از شيعيان آنها قرار دادم ، پس اين آيه را خدا دربارهء او فرستاد : وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ * إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » « 1 » . مرحوم محدّث قمّى فرموده است كه : شيخ ما در « مستدرك » از كتاب « غيبت » فضل بن شاذان اين روايت را نقل كرده و در آخرش فرموده كه : مفضّل بن عمر مىگويد : « براى ما روايت شده است كه چون ابراهيم عليه السّلام احساس كرد كه مرگ او رسيده است اين خبر و مكاشفهء روحى را براى اصحاب خود گفت و سپس به سجده افتاد و در سجده جان به جانآفرين تسليم كرد » « 2 » . و از كتاب « كافى » نقل است با سلسله سند متّصل خود از ابى يحيى
--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 9 ص 124 . و آيه شريفه در سورهء صافّات 37 - آيه 83 و 84 . ( 2 ) « سفينة البحار » ج 1 ص 732 مادّهء « شيع » .